حدیث صداقت

"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

يا رب آن آهوي مشكين به ختن بازرسان

 

يا رب آن آهوي مشكين به ختن بازرسان

وان سهي سرو خرامان به چمن بازرسان
 
دل آزرده ما را به نسيمي بنواز
يعني آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
 
ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند
يار مه روي مرا نيز به من بازرسان
 
ديده‌ها در طلب لعل يماني خون شد
يا رب آن كوكب رخشان به يمن بازرسان
 
برو اي طاير ميمون همايون آثار
پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
 
سخن اين است كه ما بي تو نخواهيم حيات
بشنو اي پيك خبرگير و سخن بازرسان
 
آن كه بودي وطنش ديده حافظ يا رب
به مرادش ز غريبي به وطن بازرسان
 

+ حدیث صداقت ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٢/۸
comment نظرات ()