حدیث صداقت

"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

از خدا مي‌طلبـم صحـبـت روشـن رايي





این شعر زیبا را تقدیم می کنم به همه آنهای که خوب می فکر می کنند و خوب می نویسند و عشق و شیدایی را طریق خود کرده اند.
--------------------------------------------------------------------------------------------


در همه دير مغان نيست چو مـن شيدايي
خرقـه جايي گرو باده و دفـتر جايي
دل کـه آيينـه شاهيسـت غـباري دارد
از خدا مي‌طلبـم صحـبـت روشـن رايي
کرده‌ام توبـه بـه دست صنـم باده فروش
کـه دگر مي نـخورم بي رخ بزم آرايي
نرگـس ار لاف زد از شيوه چشم تو مرنـج
نروند اهـل نـظر از پي نابينايي
شرح اين قصـه مگر شمـع برآرد بـه زبان
ور نـه پروانـه ندارد به سـخـن پروايي
جوي‌ها بستـه‌ام از ديده به دامان که مـگر
در کـنارم بـنـشانـند سـهي بالايي
کـشـتي باده بياور که مرا بي رخ دوست
گـشـت هر گوشه چشم از غم دل دريايي
سـخـن غير مـگو با من معشوقه پرست
کز وي و جام مي‌ام نيست به کـس پروايي
اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه مي‌گفت
بر در ميکده‌اي با دف و ني ترسايي
گر مسلـماني از اين است که حافـظ دارد
آه اگر از پي امروز بود فردايي
+ حدیث صداقت ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۱/٤/٢٠
comment نظرات ()