حدیث صداقت

"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

حيلت رها کن عاشقا ديوانه شو ديوانه شو


وندر دل عاشق درآ پروانه شو پروانه شو
رو سينه را چون سينها هفت آب شوی از کينه ها
آنگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر تو سوی مستان شوی مستانه شو مستانه شو
اندیشه ات جایی رود آنگه ترا آنجا برد
زاندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو
قفلی بود میل هوا بنهاده بر دلهای ما
مفتاح شو مفتاح شو دندانه شو دندانه شو
یک مدتی از کان بدی یک مدتی حیوان بدی
یک مدتی چون جان بدی جانانه شو جانانه شو
ای شمس تبریزی بیا در جان جان داری تو جا
جان را نوا بخشاشها شاهانه شو شاهانه شو

+ حدیث صداقت ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱۳
comment نظرات ()