حدیث صداقت

"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

" نادانی فرعون"


گويند: ابليس نزد فرعون آمد در حاليکه وی خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد.

ابليس گفت: کسی می تواند اين خوشه انگور تازه را خوشه مرواريد خوشاب کند؟

فرعون گفت: نه.

ابليس آن خوشه را تبديل به مرواريد خوشاب ساخت.

فرعون تعجب کرد و گفت: عجب استاد مردی هستي!

ابليس يک سيلی بر گردن او زد و گفت: مرا با استادی به بندگی قبول نکردند، آنوقت تو با اين حماقت، دعوی خدايی، چگونه
می کني؟



"حکمت آفرينش مگس"

شافعی در نزد پادشاهی نشسته بود و پادشاه را خواب می آمد. هرگاه که پادشاه بر خواب می رفت، مگسی بيامد و بر روی او می نشست و او به دست خود طپانچه ای سخت بر روی خود زد. پس يک بار از شافعی پرسيد: خدای را حکمت چيست در آفرينش مگس؟ گفت: تا آن کسانی را که دعوی جباری کنند، عجز ايشان را به آنها بنمايد.

منبع: جوامع الحکايات
+ حدیث صداقت ; ۱:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱٤
comment نظرات ()