حدیث صداقت

"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

اگر آن ترک شيرازي بـه دسـت آرد دل ما را





اگر آن ترک شيرازي بـه دسـت آرد دل ما را
بـه خال هـندويش بخشم سمرقند و بـخارا را
بده ساقي مي باقي که در جنت نخواهي يافـت
کـنار آب رکـن آباد و گلگـشـت مـصـلا را
فـغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شـهرآشوب
چـنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغـما را
ز عشـق ناتـمام ما جمال يار مستغني اسـت
بـه آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را
من از آن حسن روزافزون که يوسف داشت دانستم
کـه عـشـق از پرده عصمت برون آرد زليخا را
اگر دشـنام فرمايي و گر نـفرين دعا گويم
جواب تـلـخ مي‌زيبد لـب لعـل شـکرخا را
نصيحـت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند
جوانان سـعادتـمـند پـند پير دانا را
حديث از مـطرب و مي گو و راز دهر کـمـتر جو
کـه کس نگشود و نگشايد به حکمت اين معما را
غزل گفتي و در سفتي بيا و خوش بخوان حافـظ
کـه بر نـظـم تو افـشاند فلک عـقد ثريا را

+ حدیث صداقت ; ٢:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱۸
comment نظرات ()