حدیث صداقت

"یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین"

" آداب سخن گفتن"


شخص بايد که بسيار نگويد و سخن ديگری به سخن خود قطع نکند و هر که حکايتی يا روايتی کند و او بر آن واقف باشد ، وقوف ( آگاهی ) خود بر آن اظهار نکند تا آن کس آن سخن به اتمام رساند و چيزی را که از غير او پرسند ، جواب نگويد. و اگر سوال از جماعتی کنند که او داخل آن جماعت بود ، بر ايشان سبقت ننمايد و اگر کسی به جواب مشغول شود و او بر بهتر جوابی از آن قادر بود ، صبر کند تا آن سخن تمام شود ، پس جواب خود بگويد بر وجهی که در متقدم ، طعن نکند.

در محاوراتی که به حضور او ميان دو کس رود خوض (دقت) ننمايد و اگر از او پوشيده دارند ، استراق سمع نکند و تا او را با خود در آن مشارکت ندهند ، مداخلت نکند.

و با مهتران ، سخن به کنايت نگويد و آواز نه بلند دارد و نه آهسته ، بلکه اعتدال نگاه دارد و اگر در سخن او معنی غامض (دشوار) افتد در بيان آن به مثالهای واضح جهد (تلاش) کند ، والا شرط ايجاز ( خلاصه گويي ) نگاه دارد . و الفاظ غريب و کنايات نامستعمل به کار ندارد. و سخن ، مکرر نکند مگر که بدان محتاج شود و فحش و شتم ( دشنام ) بر لفظ نگيرد.

در هر مجلسي ، سخن مناسب آن مجلس گويد و در اثنای سخن به دست و چشم و ابرو اشارت نکند ، مگر حديثی که اقتضای اشارتی لطيف کند ، آن گاه آن را بروجه پسنديده ادا نمايد.

و از مخاطبه عوام ، کودکان ، ديوانگان و مستان تا تواند احتراز کند. و سخن باريک ( دقيق ) با کسی که فهم نکند ، نگويد.

و حرکات ، اقوال و افعال هيچ کس را به قبح ، محاکات (تقليد) نکند و سخنهای موحش نگويد و از غيبت ، نمامی ، بهتان و دروغ گفتن ، تجنب ( دوري) کند ، چنان که به هيچ حال بر آن اقدام ننمايد. و با اهل آن مداخلت نکند و استماع آن را کاره ( ناپسند) پندارد. و بايد که شنيدن او از گفتن بيشتر بود. ازحکيمی پرسيدند که چرا استماع تو از نطق تو زيادت است؟ گفت: زيرا که مرا دو گوش داده اند و يک زبان ، يعنی دو چندان که می گويی می شنو.

کم گوی و به جز مصلحت خويش مگوی چيزی که نپرسند ، تو از پيش مگوي

دادند دو گوش و يک زبانت زآغاز يعنی که دو بشنو و يکی بيش مگوي

برگرفته از کتاب اخلاق ناصری ( خواجه نصير الدين طوسی ).
+ حدیث صداقت ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۱/۱٠/۱٩
comment نظرات ()