سرزمین عشق پرور کربلاست

سرزمین عشق پرور کربلاست

از زمین کعبه برتر کربلاست

سجده ی حور و ملک در این زمین

آری آری عرش داور کربلاست

زادگاه اشک آدم از ازل

ابتلای هر پیمبر کربلاست

قبله ی هفت آسمان و هشت خلد

عشق را محراب و منبر کربلاست

بال بگشایید ای حجاج عشق

چون منای حج اکبر کربلاست

ای به دل بسته شریک درد من

این منای عشق ، خواهر، کربلاست

بوسه ی زیر گلو و پیرهن

آنچه را میگفت مادر کربلاست

سرزمینی را که در خواب پدر

بودمش در خون شناور کربلاست

موعد عهدی از جان بسته ام

با خدا در عالم زر کربلاست

سرزمینی را که ریزم هست خویش

سر به سر در پای دلبر کربلاست

پیش چشم باغبان خسته دل

مقتل گلهای پرپر کربلاست

قد و بالای علی را چاک چاک

میکشد خاکی که در بر کربلاست

سرزمینی را که خاکش را به سر

ریزم از داغ برادر کربلاست

بوی سیب و بوی شیر و بوی خون

مهد خواب سرخ اصغر کربلاست

سوز آتش ، کعب نیزه ، سلسله

غارت اهل حرم در کربلاست

خنده و تکبیر و مرکب تاختن

پیش چشم چند دختر کربلاست

مرهم گل زخمهای پیکرم

از سنان و تیغ و خنجر کربلاست

میزنی آنجه که بین خاک و خون

بوسه بر رگهای حنجر کربلاست

خواهر غم پرورم دیگر مگو

بین ما دیدار آخر کربلاست

 

/ 0 نظر / 6 بازدید