شهريار شعر ايران گزارشگر ولا و آلاى على است:

شب شنفته است مناجات على

جوشش چشمه عشق ازلى

عشقبازى كه هم‏آغوش خطر

خفت در خوابگه پيغمبر

آن دم صبح قيامت تاثير

حلقه در شد از او دامنگير

پيشوايى كه ز شوق ديدار

مى‏كند قاتل خود را بيدار

ماه محراب عبوديت‏حق

سر به محراب عبادت منشق

شبروان مست ولاى تو على

جان عالم به فداى تو على...

/ 0 نظر / 11 بازدید